به لطافت باران...به سرسبزی بهار

به نام خدا...خدای آبی...آبی خیال...

باران...سخن از یک حس لطیف...
ای کاش تمام دنیا زیر آب میرفت،تا وقتی من و تو از اعماق آسمان و کهکشانها بدان می نگریستیم،تمامآ آبی بود...

هرگز سخن آسمان را شنیده ای؟
باران...جریان یک زندگی تازه...پایان تنهایی را...زمزمه میکند...
من و تو،آزاد و رها...به پروازمان ادامه خواهیم داد...

پ.ن:بارون بهار که این روزا تو تهران غوغا کرده...
شاید این جور وقتا دلم بخواد از قلعه ی مترکم بیرون بیام و یه سری به دهکده ی کناری بزنم...اما زود خسته میشم و برمیگردم به قلعه ام...گاهی از پنجره ی برج قلعه،در دهکده ی روبه رو،دخترکی را میبینم که از پنجره ی کوچک اتاقش با کنجکاوی،قصر فراموش شده ی مرا می نگرد...می توانم حسش را درک کنم...انگار او را میشناسم...آری...او "بهارنارنج" است...بالاخره روزی او را به قلعه ام دعوت خواهم کرد...

امروز یه اتفاق خیلی مهم افتاد...خیلی مهم.

ریشه در خاک...

سبز تر از آنم که به نابودی فکر کنم...

در زندگی جدید بسیار آرامم...تا حدی که...قابل توصیف نیست...

چه حالی داری وقتی دیگر در خطر نیستی؟

آرامش،اطمینان،زندگی زیبا می شود.

آن سر دردها،دیگر از سرم دست برداشته اند...

سکو،تحمل،آرزو...

و مجموع این سه!

پ.ن:نمیدانم چرا با هر حالی،در هر شرایطی،خوب یا بد،خوش بینم...شاید اخلاق خوبی نباشه اما همیشه سعی میکنم به بهترین وجه خوشحال باشم.سودالیت می فهمه چی میگم چون اونم مثل خودمه!

 پ.ن:خیلی نامردین!!!! ۲ روز نبودم دیگه هیچکی نمیاد سر بزنه...من که به همتون خبر دادم! اینه رسمش...؟

 

بومرنگ،برای همیشه...

تا که بودیم،نبودیم کسی
                                        کشت مارا غم بی هم نفسی...
تا که خفتیم همه بیدار شدند
                                        تا که مردیم همگی یار شدند

این ابیات رو جهت خواباندن کرم اولیه ی خویش نوشته و بسیار لذت بردیم.

چیه؟؟ هان؟؟؟ فکر کردی از دستم راحت شدی؟؟؟ نخیر! من همیشه هستم.................
حالا به افتخار بومرنگ بازگشته یه کف و سوت مرتب!!!!
خب...حالا هم جهت خواباندن کرم ثانویه مان آپ اصلی را مینویسیم...
دیروز تو تاکسی این جمله یهویی زد به مخم:

نمی گویم آن اتفاق،باید می افتاد و به من الهام شد،بلکه میگویم: به من الهام شد و من باعث شدم آن اتفاق بیفتد...

من آمده ام!!!!

باز كن پنجرهها را كه نسيم
روز ميلاد اقاقي ها را
جشن ميگيرد
و بهار
روي هر شاخه كنار هر برگ
شمع روشن كرده است...

یک سلام بهاری...

ما در مشهدیم و در اینجا کمی تا قسمتی بر ما خوش میگذرد...
حالمان خوب است و امیدواریم شما نیز خوب باشید

هوا سرد است.ما یخیدیم...
اراده نمودیم و با اینترنت داییمان آپ کردیم.

متاسفانه نه میتونم خبرتون کنم نه میتونم جوابتونو بنویسم.
رفتم تهران جوابارو میدم و سر میزنم

هر روزتان نوروز*نوروزتان پیروز