باز هم نمیدانم...
چطور می شود طعمی را حس کنی بدون آنکه چیزی خورده باشی...؟
نمی دانم...اما هر چه هست،همین است...
طعم تمشک های ترشی که همیشه زیر دندانم است آنقدر واقعی ست که در هر لحظه بخواهم می
توانم حسشان کنم...
هنوزم انگشتانم به رنگ قرمز تمشک های وحشی آن جنگلی ست که با تو در آن قدم زدم...
و این ها نشانه است...
نشانه ی اینکه هنوز فراموشت نکرده ام...
نمی دانم...اما هر چه هست،همین است...
طعم تمشک های ترشی که همیشه زیر دندانم است آنقدر واقعی ست که در هر لحظه بخواهم می
توانم حسشان کنم...
هنوزم انگشتانم به رنگ قرمز تمشک های وحشی آن جنگلی ست که با تو در آن قدم زدم...
و این ها نشانه است...
نشانه ی اینکه هنوز فراموشت نکرده ام...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط بومرنگ
|
اینجا شاهد خصوصی ترین لحظات من خواهید بود،