سوگ خدا...
دلم تنگ است برای ابرهای بارانی پاییز،
دلم تنگ است برای دویدن در بیکرانه ی جالیز،
دلم تنگ است،برای تو ای دوست،
دل من تنگ است،برای همه چیز!
***
فکر می کنم:
به روزهای داغی که در راهند،
به سالهای سختی که بگذشتند،
***
نمی ایستم،می دوم...
تا شود بازهم
اشک خونی این آسمان تار،تمیز...
دلم تنگ است برای دویدن در بیکرانه ی جالیز،
دلم تنگ است،برای تو ای دوست،
دل من تنگ است،برای همه چیز!
***
فکر می کنم:
به روزهای داغی که در راهند،
به سالهای سختی که بگذشتند،
***
نمی ایستم،می دوم...
تا شود بازهم
اشک خونی این آسمان تار،تمیز...
†
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط بومرنگ
|
اینجا شاهد خصوصی ترین لحظات من خواهید بود،