جاناتان عزیز...
امشب،مثل همیشه....عکسهایت را نگاه میکردم...
سرتاسر صورت زیبایت خیس شد! اشکهایم آرام بر صورتت می افتاد...
تو فوق العاده ای...این را میدانم...
عاشق تو هستم،این را نیز میدانم...
اما نمیدانم این عشق در زندگی تو چه جایی دارد؟
امروز بازهم سرک کشیدنت را تجربه کردم....
از تو هیچ جوابی نمیخواهم،برای همین است که این نامه هارا برایت ارسال نمیکنم...
به جای هر تمبر،برروی پاکت بوسه ای میزنم....
اثر لبهایم برروی پاکت،معتبر ترین تمبر است.

آرام میشوم وقتی عکست را روی قلبم میفشرم.
شاید عکسی بی جان،مارا دوباره به هم پیوند دهد...