سخت است زندگی وقتی میدانی دیگر پناهی نیست
حالم خیلی بده،
انگار هیچی نمیخواد درست بشه،
خسته شدم،خسته...
پ.ن:بچه ها خیلی درب و داغونم،خیلی زیاد..فکر میکردم میشه امیدوار بود به روشنی،اما مثل همیشه این من بودم که اشتباه میکردم/
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط بومرنگ
|
اینجا شاهد خصوصی ترین لحظات من خواهید بود،