دوست دارمت آری!

و گرچه سخت است

میخواهمت،

نه آنطور که تو می پنداری!

که مثل خودم...

و بدان این را

هربار که نمی آیی،

هربار که نمی خواهی،

می اندیشم:

روزی به سان ابر سیاهِ نشسته بر دلِ آسمان،

سخت می باری،

                   می باری،

                             می باری....

و من از بارش زاینده ی چشمان تو،

میخیزم باز.........



پ.ن:پیروز عزیزم،روزهای سختی در پیش است،برای من قلب دریاییت کافی ست...تنها،دستم را بگیر!