م.م
باز هم بهانه بگیر،
بگو سرما خورده ام،
بگو گرسنه ام،
میخواهم نزدیکت باشم و پرستارت!
برایم بهانه بگیری و من آرامت کنم،
لبخند بزنم،
بگویم "چای میخوری؟"
با همان لحن قشنگت بگویی "آخ....دستت درد نکنه،اصلا چای نریختم که تو بیای برام بریزی"
وقتی سینی را جلویت میگیرم نگاهم کنی و چایت را فراموش کنی....
نمایش "دست لرزان" را همانطور که به من خیره شدی مثل همیشه بازی کنی....بگویی"حالا چای بخورم یا خجالت؟"
و من هم سینی را آرام به بازویت بزنم و جواب دهم "" تو مگه خجالتم بلدی؟"
و با هم بخندیـــم.....
آخ که چقدر دلتنگ تو ام........
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط بومرنگ
|
اینجا شاهد خصوصی ترین لحظات من خواهید بود،