زندگی،پرواز بادکنکهای سبز سرخ و بنفش بر فراز آسمان است...
به نام خدای صاد...خدای پیروزی...
می چکد اشک،
می تابد ماه،
می سوزد پروانه،
می بارد باران،
بر خاکستر کهنه...
آری،من می خندم،
و می دوزم چشمانم را به آسمان...
باد،دفتری پاره با خود می آورد،
می نویسم در آن،
سرنوشت خویش را،
می چکد اشک بر دفتر،
می تابد ماه بر آن
در کنار شمع من،
می سوزد پروانه،
می بارد باران!
بر خاکستر کهنه...
و من باز هم می خندم،
چرا که این است سرنوشت من،در دفتر پاره ی باد...
بومرنگ
بهار ۸۹
+ نوشته شده در شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط بومرنگ
|
اینجا شاهد خصوصی ترین لحظات من خواهید بود،